تبلیغات
بیشتر بدانیم - فلش کارت های آموزش زبان انگلیسی

1- abandon

a- When Roy abandoned his family, the police went looking for him.

b- The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.

c- Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.

۱- ترک کردن - دست کشیدن

الف- وقتی " روی " خانواده اش را ترک کرد پلیس به جستجویش شتافت.

ب- سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند ترک کند.

ج- چون " رز " فقیر بود از فکر رفتن به دانشگاه دست کشید.

2- keen

a- The butcher's keen knife cut through the meat.

b- My dog has a keen sense of smell.

c- Bill's keen mind pleased all his teachers.

۲- تیز- مشتاققوی

الف- چاقوی تیز قصاب گوشت را قطعه قطعه کرد.

ب- سگ من حس بویایی قوی دارد.

ج- ذهن مشتاق بیل معلمانش را راضی کرد.

3- jealous

a- A detective was hired by the  jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her.

b- Although my neighbor just bought a new car. I am not jealous of him.

c- Being jealous, Mona would not let her boyfriend dance with any of cheerleaders.

۳- حسود

الف- بیوه زن حسود کاراگاهی را استخدام کرد تا دوستش را که از او جدا شده بود پیدا کند

ب- با اینکه همسایه ام به تازگی ماشین جدیدی خریده به او حسادت نمی کنم.

ج- "مونا" حسود است و اجازه نمی دهد دوست پسرش با هیچ یک از معرکه گیر ها برقصد.

4- tact

a- My aunt never hurts anyone's feeling because she always uses tact.

b- By the use of tact, Janet was able to calm her jealous husband.

c- Your friends will admire you if you use tact and thoughtfulness.

۴- تدبیر

الف- خاله ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمی کند چون که او همیشه باتدبیر است.

ب- "ژانت" توانست با استفاده از تدبیر شوهر حسودش را آرام کند.

ج- اگر تدبیر و دقت داشته باشید دوستانتان شما را ستایش خواهند کرد.

5- oath

a- The president will take the oath of office tomorrow.

b- In court, the witness took an oath that he would tell whole truth.

c- When Terry discovered that he had been abandoned he let out an angry oath.

۵- سوگند- دشنام

الف- فردا رئیس جمهور سوگند اداری می خورد.

ب- شاهد در دادگاه سوگند یاد کرد که حقیقت محض را بگوید.

ج- وقتی "تری" فهمید که او را ترک کرده اند از روی عصبانیت دشنام داد.

6- vacant

a- Someone is planning to build a house on that vacant lot.

b- I put my coat on the vacant seat.

c- When the landlord broke in, he found that apartment vacant.

۶- خالی

الف- کسی قصد دارد روی آن قطعه زمین خالی خانه بسازد.

ب- من کت خود را روی نیمکت خالی گذاشتم.

ج- وقتی صاحب خانه در را شکست و وارد شد با آپارتمان خالی مواجه شد.

7- hardship

a- The fighter had to face many hardships before he became champion.

b- Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.

c- On account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother. 

۷- سختی- مشکلات

الف- جنگجو پیش ازآنکه قهرمان شود مجبور بود با سختی زیادی مواجه شود.

ب- "آبراهام لینکلن" قادر بود مشکلات را یکی پس ار دیگری از میان بردارد.

ج- "برت" بدلیل مشکلاتش اجازه یافت ارتش را ترک کند تا از مادر بیمارش مراقبت نماید.

8- gallant

a- The pilot swore a gallant oath to save his buddy.

b- Many gallant knights entered the contest to win the princess.

c- Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.

۸- شجاع- برای زنان احترام قائل شدن

الف- خلبان سوگند دلیرانه یاد کرد دوستش را نجات دهد.

ب- شوالیه های شجاع زیادی برای رسیدن به شاهزاده به رقابت پرداختند.

ج- " اد" آنقدر برای زنان احترام قائل است که همیشه جای خود را در مترو به خانم ها می دهد.

9- data

a- The data about the bank robbery were given to the F.B.I.

b- After studying the data, we were able to finish our report.

c- Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.

۹- شواهد- اطلاعات- داده ها

الف- شواهد مربوط به سرقت بانک به اف. بی. آی. داده شد.

ب- پس از بررسی اطلاعات توانستیم گزارش خود را تمام کنیم.

ج- اگر همه داده ها را نداشته باشید نمی توانید مسئله ریاضی را حل کنید.

10- unaccustomed

a- Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida's heat.

b- The king was unaccustomed to having people disobey him.

c- Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.

۱۰- به چیزی عادت نداشتن

الف- چون "کلود" اهل آلاسکا بود به گرمای فلوریدا عادت نداشت.

ب- پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند عادت نداشت.

ج- از انجا که "ویک" به تمرین عادت نداشت خیلی زود خسته شد.

11- bachelor

a- My brother took an oath to remain a bachelor.

b- In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.

c- Before the wedding, all his bachelor friend had a party.

۱۱- مرد مجرد

الف- برادرم قسم خورد که مجرد باقی بماند.

ب- در این فیلم آن مرد متاهل با فردی مجرد اشتباه گرفته شد.

ج- پیش از مراسم عروسی همه دوستان مجردش جشن گرفتند.

12- qualify

a- I am trying to qualify for the job that is now vacant.

b- Since Pauline can't carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girl's Chorus.

c- You have to be taller than 5'5" to qualify as a policeman in our town.

۱۲- صلاحیت داشتن- واجد شرایط بودن

الف- سعی می کنم برای شغلی که در حال حاضر بلاتصدی است واجد شرایط بشوم.

ب- از آنجا که "پائولین" لحن رسائی ندارد مطمئن است که صلاحیت لازم برای گروه کر دختران را پیدا نخواهد کرد.

ج- قد شما باید بلندتر از ۵.۵ فوت باشد تا صلاحیت پلیس شدن در شهرمان را پیدا کنید.

...................................................................................

مثال های بیشتر:

1- The driver was forced to abandon his car when two of the tires became flat.

۱- وقتی هر دو تایر ماشین پنچر شدند راننده مجبور شد ماشین خود را رها کند.

2- The blade was so keen that I cut myself in four places while shaving.

۲- تیغه ریش تراش آنقدر تیز بود که من چهار نقطه از پوست دستم را هنگام تراشیدن بریدم.

3- My aunt was so jealous of our new couch that she bought one just like it.

۳- عمه ام به کاناپه جدید ما آنچنان حسادت می ورزید که یکی درست شبیه آنرا خرید.

4- I used tact when I told my fat uncle that his extra weight made him look better.

۴- وقتی به عموی چاقم گفتم که وزن اضافی اش او را زیباتر جلوه می دهد از روی زیرکی این جمله را بکار بردم.

5- Although he took an oath on the Bible, Sal lied to the jury.

۵- "سل" علی زغم اینکه به کتاب مقدس انجیل قسم خورد به هیئت منصفه دروغ گفت.

6- When the guard saw that  the cot was vacant, he realized that the prisoner had left the jail.

۶- وقتی محافظ زندان دید که تختخواب خالی است فهمید که زندانی زندان را ترک کرده است.

7- The loss of Claudia's eyesight was a hardship which she learned to live with.

۷- از دست دادن بینایی کلودیا مشکلی بود که او با ان کنار آمد.

8- I enjoyed reading the story of the gallant man who put his cloak over a mud puddle so that the queen would not dirty her feet.

۸- از خواندن ماجرای مرد شجاعی که شنل خود را برای اینکه پاهای ملکه کثیف نشود روی زمین گل آلود پهن کرد لذت بردم.

9- As I looked at all the data the salesman showed me, I knew that I was getting more and more mixed up.

۹- وقتی به اطلاعاتی که مرد دستفروش به من نشان داد نگاه کردم فهمیدم که دارم هر چه بیشتر گیج می شوم.

10- Unaccustomed to being kept waiting, the angry woman marched out of the store.

۱۰- خانم عصبانی که عادت نداشت در انتظار بماند از فروشگاه خارج شد.

11- Because he was a bachelor, the movie actor was invited to many parties.

۱۱- بازیگر سینما چون مجرد بود به جشن های زیادی دعوت می شد.

12- Betty could not qualify for the Miss Teenage America Contest because she was twenty years old.

۱۲- بتی نتوانست شرایط لازم برای شرکت در رقابت نوجوانان آمریکا را کسب کند چون بیست سال داشت.